تبليغاتX
من نگین 20 ساله منتظرتم

کی ....
کی اشکهاتو پاک می کنه، شبها که غصه داری؟

دست رو موهات کی می کشه، وقتی منو نداری؟

شونه ی کی مرحم حق حقت می شه دوباره؟

از کی بهونه می گیری، شبای بی ستاره؟

برگ ریزونای پاییز کی چشم به رات نشسته؟

از جلو پات جمع می کنه برگهای زرد و خسته؟

کی منتظر می مونه،حتی شبهای یلدا؟

تا خنده رو لبهات بیاد،شب برسه به فردا...

کی از سرود بارون قصه برات می سازه؟

از عاشقی می خونه وقتی که راه درازه؟

کی از ستاره بارون چمشمهاشو هم می ذاره؟

نکنه ستاره ای بیاد، یاد تورو نیاره؟

 

با تشکر از دوستان خوبم که برام نظر دادن


2 نوشته شده توسط نگین در شنبه نوزدهم مرداد 1387 و ساعت 18:28 |

من ................

هرگز نخواستم که به داشتن تو عادت بکنم          بگم فقط مال منی به تو جسارت بکنم

تو پاک وساده مثل آب حتی با بوسه میشکنی    شکل همه آرزوهام تجسم خواب منی

اونقدر ظریفی که با یک نگاه ساده میشکنی        اما تو خلوت خودم تنها فقط مال منی


2 نوشته شده توسط نگین در دوشنبه سی و یکم تیر 1387 و ساعت 10:24 |

بقیه در ادامه مطالب

مفهوم عشق
از استاد دینی پرسیدند عشق چیست؟ گفت:حرام است .
از استاد هندسه پرسیدند عشق چیست؟ گفت:نقطه ای که حول نقطه ی قلب جوان میگردد .
از استاد تاریخ پرسیدن عشق چیست؟ گفت:سقوط سلسله ی قلب جوان .
از استاد زبان پرسیدند عشق چیست؟ گفت:همپای love است .
از استاد ادبیات پرسیدند عشق چیست؟ گفت : محبت الهیات است .
از استاد علوم پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عنصری هست که بدون اکسیژن می سوزد .
از استاد ریاضی پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عددی هست که هرگز تنها نیست .
از استاد فیزیک پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آدم رباتی هست که قلب را به سوی خود می کشد .
از استاد انشا پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها موضوعی است که می توان توصیفش کرد .
از استاد قرآن پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آیه ای است که در هیچ سوره ای وجود ندارد .
از استاد ورزش پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها توپی هست که هرگز اوت نمی شود .
از استاد زبان فارسی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها کلمه ای هست که ماضی و مضارع ندارد .
از استاد زیست پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها میکروبی هست که از راه چشم وارد می شود .
از استاد شیمی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها اسیدی هست که درون قلب اثر می گذارد.
از خودم پرسیدم عشق چیست؟گفتم

 منتظر نظر شما دوستان هستم    


ادامه مطلب
2 نوشته شده توسط نگین در شنبه یکم تیر 1387 و ساعت 9:31 |

شعر زیبا
 از عشق تو گفتیم و نمک گیر شدیم      تا ساحل چشمان تو تکثیر شدیم گفتند غروب جمعه خواهی آمد               آنقدر نیامدی که ما پیر شدیم

در کوزه گداختم . خدایا شکرت          دل سوخته ساختم. خدایا شکرت

یک عمر قمار عشق بازی کردم          یک بار نباختم . خدایا شکرت  

مادر جان

نمیدانم بی تو کیستم من؟

                             اگر روزی نباشی نیستم من

تو در چشم منی هر جا که باشم

                            تو را هرجا که باشی می پرستم

 

  


2 نوشته شده توسط نگین در شنبه یازدهم خرداد 1387 و ساعت 9:40 |



..:: Copy Right © 2008 هرگونه کپي براري از مطالب اين سايت فقط با ذکر منبع مجاز است ::..
All Rights Reserved .:::. Designed By Barbod.Arjmand
www.aligoolii.blogfa.com